محمد جواد مغنية
20
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى )
مقصود از مسجد الاقصى هيكل سليمان است و بدينسبب مسجد ناميده شده كه جايگاه سجده كردن بوده و به سبب دور بودنش از مكّه ، آن را « اقصى » مىگويند . « حوله » ، ظرف است براى باركنا ؛ چرا كه اطراف مسجد الاقصى پر از بركتهاى دين و دنياست ؛ بدينمعنا كه هم جايگاه پيامبران است و هم داراى جوىها و درختان . ضمير « إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ » ، ممكن است به خداوند برگردد و معنايش چنين باشد : خداوند از كسى كه به حادثهء « اسراء » ايمان دارد و نيز از كسى كه بدان كفر مىورزد ، آگاه است و نيز احتمال دارد كه به محمّد صلّى اللّه عليه و إله برگردد و معنايش چنين باشد : او جلال و عظمت خداوند را مىداند . دربارهء زمان اين گردش دادن ، برخى گفتهاند : در شب 27 رجب بوده است . برخى گفتهاند : هفدهم ربيع الاول ، يك سال پيش از هجرت بوده است . [ تفسير ] گردش و سير با روح و بدن بيشتر علما واژهء « اسراء » را براى سفر پيامبر صلّى اللّه عليه و إله از مسجد الحرام در مكّه به مسجد الاقصى در بيت المقدس به كار مىبرند و واژهء « معراج » را براى سفر او از بيت المقدس به آسمانها ؛ زيرا واژهء « معراج » به بالا رفتن و صعود اشاره دارد . برخى از اين علما ، هيچگونه تفاوتى ميان اين دو واژه نمىگذارند و « اسراء » را در بالا رفتن به آسمان و معراج را در رفتن به بيت المقدس بهكار مىبرند . همچنين ، عالمان اتفاقنظر دارند بر اينكه هم گردش دادن [ از مسجد الحرام به بيت المقدس ] به وقوع پيوسته است و هم بالا رفتن [ او به سوى آسمانها ] ؛ زيرا در قرآن و سنّت دربارهء اين دو واقعه نص وارد شده است . اين عالمان در اين موضوع اختلاف نظر دارند كه آيا اسراء و معراج با روح و بدون بدن بوده يا با هردو ؟ ما با كسانى موافقيم كه مىگويند : اين دو واقعه با روح و جسم هردو بوده است . در اينجا ، دربارهء گردش دادن پيامبر صلّى اللّه عليه و إله از مسجد الحرام به مسجد الاقصى سخن مىگوييم ، امّا